سرقت ادبی
دکتر بیژن باران دکتر بیژن باران

   

 چکیده. در این جستار سرقت ادبی از دیدگاه خلاقیت فردی و مِمشناسی اجتماعی در اینترنت بررسی می شود. سرقت ادبی دربرگیرنده آثار ادبی، هنری، علمی؛ نیز عنوان تقلبی می باشد. مِم بر وزن ژن واحد فرهنگی است که از یک فرد به فرد دیگر در جامعه انتقال می یابد؛ مانند سفره 7سین یا دستور پختن آش رشته. خلاقیت مغزی یکی از 100 کارکرد مغز بوده؛ ممشناسی بررسی واحدهای تقلیدی فرهنگ مانند آداب و ایده ها در جامعه است. در سرقت ادبی خلاقیت فرد مختل شده؛ این پدیده در نظام فرهنگی تابع مم تقلب است که تعداد افراد ناچیزی آنرا در جامعه انجام می دهند.

 

تعاریف. ترکیب سرقت ادبی طیفی از مفاهیم اجتماعی دیگری از جمله انتحال، اقتباس، تقلید بدون ذکر مرجع، تقلب تیتر/ عنوان، غلو بیان در مدارج تحصیلی، قمپوز، دروغگویی، دزدی علمی، از روی هم نویسی، کش رفتن، ناخنک زدن، دستبرد فکری یا ایده-دُزدی را در بر می گیرد. معنی سرقت ادبی نقل بیانات شخص دیگری بنام خود، بعنوان خالق این بیانات، می باشد. این انتساب دروغین می تواند غیر از کلام شامل فکر و ایده هم باشد.

 

سرقت ادبی نوعی شیادی، کلک، دزدی، دروغ، عوامفریبی، تقیه رفتاری بوده که قابل پیگرد قانونی و جزا می باشد. انتحال رفتاری است تابع قوانین اجتماعی؛ نه ذهنی تابع اصول روانشناسی. تاثیر انتحال بر فرد نهیب وجدان، مخاطره حیثیت، عدم اعتماد بنفس بوده؛ در جامعه بصورت پیگرد حقوقی، قانونی، تنبیه انضباطی، جنجال رسانه ای می باشد. معمولا سارق ادبی باید گیر بیافتد؛ یعنی شاکی که از جرم طرف آگاه است وجود داشته باشد تا مکافات نسبتا خفیفتر از سرقت مالی ببیند.

 

سارق ادبی معمولا مهارت ادبی دارد ولی خلاقیت ندارد. او سرقت ادبی را بخاطر نفعی واقعی یا خیالی انجام میدهد. بهرجهت در این سرقت انگیزه و نفع وجود دارد. او با اینکار وجدان خود را دور می زند؛ شرافت خود را بخطر می اندازد. در عوض، اگر گیر نیافتد، چند صباحی بدون تحمل رنج خود را در مقامی بالاتر جا می زند؛ از امتیازات این مقام جدید فیض می برد.

 

در غرب بیلان مالی شرکتهای انتفاعی در قیمت گذاری سهام آن مهم است. تقلب در بیلان مالی شرکت "پختن دفاتر" Cook The Books نام دارد. این عمل بمعنی دستبرد در ارقام دفاتر مالی شرکت برای تحریض سهامداران بوده تا شرکت ورشکسته را روی کاغذ سودآور نشان دهد که جرم است. بهرجهت بخاطر منزلت طلبی، امتیازات مالی، گرفتن رتبه در دیوانسالاری گاهی امر تقلب اتفاق می افتد.

 

ترجمه اثر متنی برگرداندن از یک زبان مبداء به زبان مقصد می باشد که با نام نویسنده اصلی و صداقت در برگرداندن متن باید همراه باشد. تخطی از این اصول غیراخلاقی بوده؛ نقادان را به بدگویی رسانه ای تحریک می کند. هکرهایی هستند که به حساب دیگران با جعل پسوورد داخل شده؛ اطلاعات خصوصی بانکی را سرقت می کنند؛ یا با جعل هویت از طرف صاحب اصلی حساب کارهای ناشایست، مفتنانه، دوبهمزنانه می کنند.

 

تعریف مم بر وزن ژن آن چیزی ست که از یک فرد در فرد دیگری کپی می شود. آن چیز می تواند عادت، مهارت، ترانه، قطعه، یا هر نوع اطلاعات دیگر باشد. مم مانند ژن تکثیرگر یا همانندساز است؛ اطلاعات آن با تقلید، آموزش، یا شیوه های دیگر کپی می شود. این کپی شدن بی نقص نیست: ممها با تغییرات/ واریاسیون کپی می شوند؛ آنها در حافظه فرد با هم برای شانس کپی شدن رقابت می کنند. تنها بعضی از ممها با تغییر جزیی بقا پیدا می کنند. شرایط فرگشت/ تکاملی از ترکیب 3 عنصر کپی، تغییر، رقابت برای بقا تشکیل شده. لذا تغییر ممها فرهنگ بشر را تکامل می دهد.

 

تاریخچه. اقتباس، الهام، تضمین، اقتراح، تقلید، تاثیر، استقبال- اینها برخی دیگر از مقولات فکری اند که بین یک منشاء و یک فرد اتفاق می افتند. سرقت ادبی در اعصار گذشته فراوان و قابل پیگیری نبود؛ زیرا متکی به حافظه افراد بود. نمونه تاثیر فکر، در ظاهر شدن دقیقی در خواب فردوسی برای نظم آوری اساطیر ایرانی است.

 

مثلا برخی ابیات خواجوی کرمانی و دیگران در غزلهای حافظ در عصر مدرن مساحی شده اند. یک نمونه در شعر کلاسیک، تاثیر خواجو بر حافظ است. خواجو: طره ی مشگین نباشد بر رخ جانان غریب/ زانک نبود سنبل سیراب در بستان غریب. حافظ: ای که در زنجیر زلفت جای چندین آشناست/ خوش فتاد آن خال مشگین بر رخ رنگین غریب. نمونه دیگر غزلی با مطلع منتسب به یزید: الا یا ایو الساقی ادر کاسا .. اینها نمونه های مشهور از قرض گرفتن مصرعی در غزل است. البته رسم نیست ارجاع به منبع در مصرع داده شود. شاید این ابیات باندازه کافی در زمان رواج این غزلهای حافظ مشهور بودند.

 

سنت عتیق منبع ابیات قرضی را آوردن رسم نبود؛ نیز امکان نداشت در وزن عروضی نام شاعری دیگر را آورد. گاهی بیت غیر، از حافظه به مشعر حافظ در راستای یک غزل در حال سرودن سرریز می کرد. گاهی فکر هم می تواند از کسی در گذشته بوده؛ ولی با بیانی جدید، اقتباس عمدی یا ناآگاهانه شود. اضافات یا تداخل ابیات دیگران در آثار شاعر گاهی بوسیله سلیقه یا خطای کاتب و ناسخ هم بوده؛ گاهی از حافظه راوی غزل است که در ذهن خود برخی ابیات دیگر را به غزل اضافه می کرده. در مورد این گونه تغییرات در پایین این جستار در بحث ممشناسی توضیح خواهد آمد.

 

یکی از آرایه های ادبی در شعر تشخص غیرانسان یعنی انطباق صفات انسانی بر غیرانسان است. وقتی این آرایه را شاعری بکار برد؛ تابعات بینهایت از آن مشتق می شوند. مثلا تشخص شب منجر به استعارات فراوانی از جمله دامن دودی شب، قلب تپنده شب، تنهایی شب می شود. در شعر مدرن هم نمونه ی اقتباس ظاهری برای شاعری بشرح زیر اتفاق افتاد. او در تحریر و نشر شعری در دهه 80 در انسانوارگی شب، ترکیب "پوست شب" را بکار برد. یکی از خوانندگان خوش حافظه در ابراز نظرش نوشت که این ترکیب را فروغ فرخزاد در شعری از دهه 40 بکار برده.

 

این رویداد می تواند به 3 دلیل اتفاق افتاده باشد. 1- اقتباس عمدی از فروغ فرخزاد بوسیله شاعر مدرن که باید با گیومه و پانویس توضیح منشاء را بدهد. 2- نشت ناخودآگاه این ترکیب فروغ از حافظه شاعر مدرن در تحریر شعرش- روشن است که بدون گیومه و پانویس می شود. 3- بخاطر شخصیت دادن صفات انسانی به مقوله غیرانسانی یکی از صفات فراوان انسان- از جمله دیدن، پوست، مهربانی، دل، دامن، سنگدلی- گزیده می شود که ربطی به فروغ ندارد.

 

در علم هم گاهی چند کشف در طبیعت یا اختراع ابزار جدید بوسیله چند دانشمند مستقل از هم ولی در شرایط عینی مشابه همزمان اتفاق می افتد. قوانین ترمودینامیک یکی از این کشفیات است که همزمان بنام جولز/ ژول نوشته شده؛ ولی کارنو، کلپیرون، کالوین، هلمهولتز، لوییس هم در کشف آنها سهیمند. این همزمانی کشف یا اختراع در تاریخ علم، گاهی منجر به دادن جایزه نوبل در امر واحدی به چند دانشمند از نقاط مختلف جهان می شود. پس فکر و بیان متناظرش گاهی می توانند در چند نقطه جهان همزمان بوقوع بپیوندند.

 

احتمال همزمانی بیشتر می شود با توجه باین که شبانه روز هر انسان برای تازگی محتوای حافظه خود 12 تا 50 هزار فکر کتره ای random یعنی فعال شدن شبکه های حافظه دارد. روشن است که برای افراد، مستقل از هم ولی در شرایط مشابه در نقاط مختلف جهان، احتمال داشتن یک فکر واحد و بیان آن فکر به کلام- یا قالبهای دیگر مانند نقاشی، معماری، موسیقی، فیلم- بیشتر می شود. در معماری اهرام مصر در شمال آفریقا از 4 هزار سال پیش و هرمهای آزتک و مایان در آمریکای مرکزی از 2 هزار سال پیش بهم شبیه اند.

 

ممشناسی. ممشناسی علم نوینی است که در دهه 90م پیدا شد. ممشناسی موازی با نظریه های علمی زیستشناسی فرگشت/ تکامل و ژنشناسی می باشد. داوکینز نظریه مم، meme بر وزن ژن gene، بمثابه واحد وراثتی فرهنگی مانند یک ایده را در تبیین، توزیع، تغییر فرهنگ یعنی ترابری ایده ها و باورها ارایه داده است.

 

مم از ریشه واژه یونانی "میمهما" بمعنی تقلید و کنایه مم فرانسوی بمعنی "همان" است. مم واحد رفتاری در جامعه است که از ذهن فرد/ هوست host با وسیله ارتباطی در ذهن دیگری تکثیر/ همانند سازی می شود. پس بازتکثیر فرهنگ نه بوسیله کپی شدن ژن بلکه بوسیله تقلیدی مم در جامعه اتفاق می افتد. مم تقلید بوده که باور را بر سند، برهان، دلیل ترجیح می دهد. همریشه با مم، واژه میمیک برای تقلید است.

 

نمونه های مم بقرار زیرند: ملودی، ضرب المثل، امثال و حکم، مد پوشاک، فنآوری تاقسازی معماری، در زبان از قماش مرسی، اوکی، و 100 ها مفهوم دیگر. تشابه این نظریه با نظریه های تکامل زیستی، تنازع بقا، گزینش طبیعی مشهود است. در روند تولید موفق مم- از اختلاف یا واریاسیون، جهش یا موتاسیون، رقابت، وراثت – در تشابه با روند زیستی ژن نام برده شده است.

 

تکثیر مم از ذهن یک فرد به ذهن فرد دیگر اتفاق می افتد. روشن است که تقلید بدون ارجاع به منبع می تواند در هر رشته ای از علم و هنر اتفاق افتد. لذا این تقلید در عصر کنونی باید با ارجاع به منشاء همراه باشد؛ وگرنه سرقت ادبی برچسب می خورد؛ قابل پیگرد اخلاقی رسانه ای و قانونی شکایت به دادگاه است.

 

اگر مم بدلایلی مورد استقبال قرار نگیرد؛ منقرض می شود. نمونه های فراوان انقراض یا پیدایش مم: محو ادوات کشاورزی مانند داس و چپر، دمده شدن پوشاک مانند عرقچین و شبکلا پیشامدرن، رواج کت و شلوار، تهیه پیتزا، تولید آسپرین، مصرف هاتداگ، آداب تلفن همراه، برگذاری همایش یا کنفراس ادبی. لذا ترابری مم بصورت واحدهای مشخص فرهنگ در ممشناسی بررسی می شود. ظرف 2 دهه گذشته، این علم در زیست شناسی، زبان شناسی، ژنشناسی، ارتباط شناسی/ سایبرنتیک، جامعه شناسی، فلسفه، شناخت شناسی، روانشناسی نیز بکار رفت.

 

همانگونه که ژن حاوی اطلاعات زیستی رفتار یاخته در موجودات زنده است، مم هم دربرگیرنده اطلاعات فرهنگی در باره یک ایده، رفتار، سبک، باور، نماد، پراتیک/ عمل می باشد که از ذهن فردی به ذهن فرد دیگر در جامعه بوسیله نویسش، گفتار، ژست، نیایش، یا پدیده های دیگر تقلیدی انتقال می یابد. یک مم توان تکثیر یا همانندسازی، جهش یا موتاسیون، واکنش به فشار انتخابی دارد. سرقت ادبی می تواند یک مم باشد که فرد از کس دیگری آنرا آموخته؛ سپس در شرایطی آنرا همراه ریسک، بهنگام برملای افتضاح آمیز، مرتکب می شود.

 

سرقت ادبی خلاقیت فردی را دور میزند؛ مم تقلید فرهنگی را به حوزه های حق تکثیر در فعالیتهای ادبی، هنری، علمی تعمیم داده که در حیطه قانون حفاظت آثار دماغی فرد قرار می گیرد. این مالکیت اندیشه که قبلا در برن سوییس 1860 نوشته شده بود؛ در 1967 سازمان جهانی حمایت از حقوق مایملک معنوی به روز شد. در عصر دیجیتال در برخی کشورهای پیشرفته قوانینی در مورد سرقت ادبی وضع شده اند.

 

مغز. در این جستار روی سرقت ادبی و کارکردهای مغزی از جمله خلاقیت و تقلید تاکید می شود. خلاقیت یکی از کارکردهای 100گانه مغز است که فرد را قادر به ایجاد چیزی نو و ارزشدار می کند. نمونه های چیز نو می تواند یک شیی، حل معضل، اثر هنری، داستان، جوک، مقاله روزنامه نگاری، پژوهش علمی باشد. روشن است که خلاقیت با هوش رابطه دارد. روند شبکه عصبها در مغز برای فعالیت خلاقانه با تیپ شخصیت، توان آفرینش، صحت دماغی، پرورش خلاقیت بوسیله آموزش و پرورش، بویژه با فنون جدید، کاربرد منابع برای آموزش و یادگیری خلاقیت رابطه دارد.

 

تقلید یکی دیگر از کارکردهای مغزی است که در جانوران هم وجود دارد. در روند تقلید دانش جدید پدید نمی آید. پس دانش معاصر روی دانش گذشته بنیان می شود. در روند تحصیل، فرد می خواند، غور می کند، آزمایش می کند، منطق بکار می برد، نتیجه گیری می کند- در نهایت طریق نوینی برای بیان و حل معضل می آفریند. این آفرینش فردی است که فرهنگ را تکامل/ فرگشت می دهد.

 

البته نقش ترجمه، اقتباس، سرریز کردن تمدنهای مجاور به تمدن بومی بخاطر مراوده افراد هم پرارزش است. از تقلید نوعی مشابه سازی و خود را جای مرشد انگاشتن هم برداشت می شود. فیلم قیصر بهروز وثوقی روی خیلی از جوانان تاثیری مقلدانه گذاشت. تقلید در بخش گروهگرایی هویتی در انسانشناسی بحث می شود. 

 

مغز هر فرد 100 کارکرد از جمله حافظه، خلاقیت، زبان، منطق، عاطفه، انگیزه، محرکه، احساس، حل معضل، پیش بینی، برنامه ریزی، تنظیم حرکت دارد. سارق ادبی بجای خلاقیت یعنی ایجاد چیزی جدید به تکرار چیزی قدیمی می پردازد. لذا رفتار سرقت ادبی به خلاقیت و اعتماد در جامعه لطمه می زند. تقلید تکرار کلمه به کلمه یا فکر دیگری بوسیله مقلد است. گاهی سرقت ادبی سهوی بوده؛ با گوشزدی به و پوزشی از کننده، مسئله حل می شود.

 

انگیزه سارق ادبی می تواند منزلت طلبی، خودبزرگ جلوه دادن، خود را مهم جازدن، یا حتی نمره قبولی گرفتن بوده؛ این سرقت شامل مرور زمان نمی شود. زیرا سرقت ادبی در فرهنگ یک قوم مانا/ آرشیو می شود و مستند است. اجتماع معیارهایی برای امتیاز می گذارد؛ برخی افراد برای ورود تقلب می کنند. این که فرد متقلب پیشینه دارد؛ با برنامه رفتاری بنام سرقت ادبی انجام می دهد- در دادگاه رو می شوند. آیا سرقت ادبی را فرد از محیط یا فرد دیگری می آموزد؟

 

وجدان یکی دیگر از کارکردهای مغز است که با بصیرت و داوری، مرتبط با اخلاق، خوبی را از بدی تمیز می دهد. حس گناه از کاری ناشایست مانند سرقت ادبی بضد ارزشهای اخلاقی فرد است که در او عذاب، نهیب، بیداری وجدان را ببار می آورد. غریزه صیانت نفس، آموزش از اولیا و محیط، منافع فردی در داوری و تقوای فرد دخیلند. حیثیت مقوله اجتماعی است که اگر بمخاطره افتد در فعالیت اجتماعی فرد، مثلا برای انتخاب شدن در جامعه، خلل وارد می کند.

 

اعتماد به نفس یکی از صفات شخصیت است که با آن فرد توان ابراز وجود در اجتماع می یابد. اعتیاد این اعتماد را مختل می کند. ظاهر، پوشاک، بیان، برخی دیگر از عرصه ها برای بروز اعتماد به نفس اند. سرقت ادبی اعتماد به نفس فرد را برای مدتی مختل می کند؛ زیرا ترس از عواقب کار در او استرس تولید می کند. انباشت استرس روند اختلالات ذهنی و جسمی را تسریع میکند.

 

در روانشناسی امده است که در جمع بزرگ شهری، رابطه مردم با اصول اخلاقی یا وجدانشان ضعیف می‌شود. همدلی، همفکری و احساس گناه- عواملی بازدارنده از ارتکاب جرم- از بین می‌روند. انسان‌ها در تقلید کردن بی نظیرند؛ چیزی را تقلید می‌کنند که موفق بوده است. شماری از متقلبان، بسته به موقعیت، اصول اخلاقی خود را تغییر می دهند؛ عامل دیگر احساس هیجان است که گاهی با زرنگی در می آمیزد. برخی باخود می اندیشند که نوعی بیحساب شدن با جامعه است که به او حق عرض اندام نمیدهد.

 

عصر دیجیتال. در پایان سده 20م- ترویج شبکه وب جهانی اینترنت، ارایه آثار معنوی بصورت نرم/ الکترونیک، ابزار گیرنده گی این آثار بوسیله هر کاربر، دسترسی به میلیونها پرونده - سرقت ادبی با سهل انگاری آمیخته شد. در یک پایگاه وبی، کپی کردن مطالب، تصاویر یا کد و سکریپت برنامه های رایانه ای- با چند کلیک برای ذخیره در کامپیوتر شخصی انجام پذیر است. در حیطه عمومی اینترنت مطالب عرضه شده با چند کلیک برای ذخیره یا کپی پرونده متنی، بصری، سمعی به آسانی انجام می شود. لذا امکان سهو و سهل انگاری در آوردن منبع با انجام سریع آفرینش پرونده و پخش اینترنتی آن مرزهای مالکیت اثر دماغی را گسترش داد.

 

شبکه جهانی اینترنت با 1000 میلیون سرور و کاربر امر کپی کردن یک اثر متنی یا حسی را بسرعت چند کلیک آسان کرده؛ آثار عمومی را با آثار متعلق به یک شخصیت حقیقی یا حقوقی مخلوط کرده؛ امکان سرقت ادبی را افزایش داده.  ولی درصد این مورد بسیار ناچیز بوده؛ معمولا بوسیله تازه واردان در امور ادبی، هنری، علمی انجام می شود.

 

در اینترنت برخی فرمهای دولتی، سفارت خانه ای، دانشگاهی عرضه می شوند. نیز برخی آثار با تاریخ انقضای حق تالیف/ کپی رایت یا صرفنظر کردن صاحب صفحه وب از حق تالیف مسئله را مخدوش کرده. ولی محتوای خلق شده بوسیله دیگران با دادن نشانی اینترنتی مرجع، نقل قول تصریحی، کسب اجازه از مولف می تواند در صفحه/ وبلاگ خود آورده شود. بهرجهت حق تالیف/ کپی رایت، استناد به مرجع، ارجاع به منبع در امانت داری اصلند.

 

سرقت ادبی را می توان مچگیری کرد؛ در باره آن در رسانه ها جنجال کرد. با گذاشتن گیومه در آغاز و پایان یک عبارت، در مستطیل پرسش می توان جستجوگر را به یافتن عین عبارت واداشت. سپس جستجو در سرورهای وب انجام شده؛ ظرف چند دقیقه/ ثانیه عین عبارت از بستر/ بافتار مفصل مقاله ظاهر می شود. اگر عبارت بنام فرد دیگری بکار رفته؛ آنگاه می توان به آن فرد ایمیلی زد که تصحیح کند. نیز برنامه هایی هست که ترافیک از رایانه های دیگر به پایگاه وبی را ضبط می کنند؛ در دادگاه با فورنزیک رایانه ای رابطه مستقیم کامپیوتر خاطی را با منبع می توان اثبات کرد.

 

آفرینندگان محتواهای پویانمایی/ انیمیشن، موسیقی، تصویر حرکتی جیف، کلیپ یوتیوب، عکس فلیکر، نشانه، علامت، اثر هنری دیجیتال، متن، کدهای ابرمتن، سکریپت، پرونده های پی د اف در شبکه جهانی، تلفن همراه، آیفن بزبانهای گوناگون برای استفاده دیگران ارایه می دهند. ولی ضبط و ارایه این محتواها بدون ذکر ماخذ ضرورتا به معنای جازدن بنام خود و سلب مالکیت از مولف نبوده؛ در عین حال نباید بنام خود آنها را عرضه کرد. علامت حق تالیف که در پایین صفحه یک پایگاه مجازی برای قالبها، متون و آثار صوتی-تصویری قرار دارند، کمک به رویت حق مولف می کند. البته حظ شخصی مجاز است؛ نشاندن اثر یا مفصلی از آن در اثر خود، با دادن ماخذ کامل میشود.

 

عواقب. در نهادهای آموزشی، سرقت ادبی توسط دانشجو، استاد، پژوهشگر تخلف حرفه ای قلمداد شده؛ فرد خاطی را انتقاد شفاهی، توبیخ کتبی توی پرونده، اخراج از نهاد می کنند. در روزنامه نگاری، با اثبات سرقت ادبی، خاطی با برخورد انضباطی یا جریمه نقدی روبرو می شود. در ادبیات سرقت ادبی رسوایی ببار می آورد؛ با وجود شاکی دادگاهی می شود.

 

روشن است که در جنون لحظه ای یا طرح عمدی فرد خاطی تصمیم به مصادره اثر دیگری و انتساب آن بخود می گیرد. این امر در نهایت مچگیری شده جز بی آبرویی برای خاطی چیزی در برندارد. تقلب گاهی در عنوان و غلو در مدارج یا نهاد تحصیلات عالی هم اتفاق می افتد. باید دانست که سرقت ادبی گسترده نبوده؛ فقط یک اقلیت ناچیز این کار می کند. تقلب گاهی با دستبرد به آمار، ارقام، بیلان مالی یک نهاد اجتماعی هم اتفاق می افتد.

8/24/2011

 

منابع. http://www.rasekhoon.net/article/show-56967.aspx

Alfrey, Penelope (February 2000) "Petrarch's Apes: Originality, Plagiarism and Copyright Principles within Visual Culture". MIT Communications Forum.

Ruthven, K. K. (2001) Faking Literature

Stanley Fish (August 16, 2010). "The Ontology of Plagiarism: Part Two". The New York Times. http://opinionator.blogs.nytimes.com/2010/08/16/the-ontology-of-plagiarism-part-two/

 


August 25th, 2011


  برداشت و بازنویسی درونمایه این تارنما در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید.
 
شعر،ادب و عرفان